محمد باقر ملكيان

56

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

و از اينجاست كه پيغمبران و فرستادگان خدا بايد معصوم باشند ، يعنى هم در فراگرفتن تعليمات وحى از عالم بالا و هم در نگهدارى آنچه فراگرفته‌اند و هم در تبليغ آنچه فراگرفته‌اند و نگهداشته‌اند از خطا و معصيت مصون باشند ، زيرا اينان براى نگه داشتن و رسانيدن وحى خطايى كنند يا به واسطه وساوس شيطانى و نفسانى خيانتى ورزند يا معصيتى كنند كه قهرا به خلاف آنچه تبليغ قولى كرده‌اند ، تبليغ فعلى خواهد بود . در همه اين صور ، دستگاه آفرينش در اجراء برنامه هدايت خود عطا نموده و محالى به وقوع پيوسته است . خداى متعال مىفرمايد : وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْها جائِرٌ « 1 » . ناشناختگى حقيقت وحى براى ما آنچه از بحث‌هاى گذشته ما روشن شد اين بود كه برنامه زندگى انسان كه مقدمه وصول بسعادت نوعيش مىباشد و تعليم آن به عهده آفرينش است ، ممكن نيست از راه عقل به وى برسد ، بلكه راه درك ديگرى غير از راه تفكر بايد وجود داشته باشد كه انسان به وسيله آن وظائف زندگى نوعى خود را تلقى نمايد و اين راه را راه وحى مىناميم . و البته مقتضاى دليل همان مقدار است كه در نوع انسان چنين دركى بايد وجود داشته باشد ، نه اين‌كه همگانى باشد ، بلكه از اين‌روى كه تلقى وحى درك پاك مىخواهد كه از هرگونه پليدى و آلودگى مصون باشد و افراد انسان در استقامت حال و اعتدال ادراك و صفاى روح و خلاف اين صفات به غايت مختلف‌اند بايد گفت اين موهبت تنها در برخى از افراد به ندرت تحقق

--> ( 1 ) . سوره نحل : 9 .